پست ها

منفی ها بخشی از زندگی هستن ، ما باید به اونها بپردازیم، چقدر این جمله رو میشناسید؟

موضوع چالش برانگیزی هست به نظرم…

در اکثر کتابها و اکثر آموزش دهنده های موفقیت بر این اعتقاد هستن که منفی رو نباید ببینید و نباید بهش فکر کنید.

اما جیم ران با این نظر مخالفه.

جالبه بدونید من خودم با جیم ران بیشتر موافقم ، نه به این خاطر که خیلی قبولش دارم ،

بلکه چون با تمام وجود لمسش کردم.

اتفاقا دیدن منفی ها به انسان خیلی کمک میکنه  و از نظر من باعث رشد میشه.

بزارید کمی توضیح بدم.

ما سعی میکنیم وقتی میخوایم انسان موفقی باشیم ، دیگه بیایم حرف گوش کن بشیم و یک فیلم مثبت ببینیم و

بگیم خب در زندگی من دیگه منفی وجود نداره و همه چیز اوکی هست!

این رو به اصطلاح به این دلیل به کار میبریم که قصد داریم ضمیر ناخودآگاه خودمون رو فریب بدیم و بگیم همه چیز مثبته!

در حالی که شما بارها در حال تکرار منفی ها هستید و بارها اون تصاویر منفی رو میبینید!

من این موضوع رو در انجمن معتادین گمنام که مدتی در این انجمن به واسطه ی یکی از دوستام باهاشون آشنا شده بودم خوب متوجه شدم.

یک معتاد به معنای واقعی بعد از مدتی نیازمند به مواد مخدر داره ، حتی بعد از ترک!

اما وقتی وارد انجمن میشه و ترک میکنه اعتیاد خودشو ، به نظرتون آیا دیگه میل به سمت مواد نداره؟

اتفاقن بسیار هم داره و خیلی هم دوست داره که یکبار دیگه هم که شده انجامش بده!

اما چرا انجامش نمیده؟

دلیل عمده ی اون اینه که در دورانی که شخص وارد انجمن های بازپروری اصطلاحا NA میشه روی طرز فکر این شخص کار میشه و از نظر روانی سعی میکنن این شخص رو قوی تر بار بیارن.

اما نکته اینجاست :

این اشخاص افکار منفی بارها سراغشون میاد.

رفتن به سمت مواد بارها به سراغشون میاد.

دوباره اعتیاد و تصاویر کشیدن مواد مخدر بارها به سراغشون میاد ،

اما چرا مجدد معتاد نمیشن؟ ( البته نه همشون، بلکه فقط بعضی هاشون)

چون راه های مدیریت افکار منفی رو یاد گرفتن ،

بهشون یاد داده شده که به محض روبرو شدن با این افکار فورا از محل دور بشن.

یا با راهنماشون تماس بگیرن ، یا به دردهایی که در دوران اعتیاد کشیدن فکر کنن ،

یا از خدا کمک بگیرن و خیلی راه های دیگه…

متوجه میشید ؟

حالا شاید از یک مثال منفی استفاده کردم ، اما فکر کنم بهترین شکل برای نشون دادن منظورم بود.

 

ما باید همینکار رو بکنیم ، باید منفی ها رو در زندگیمون کنترل کنیم ، چون منفی ها جزوی از روند زندگی ماست

و نمیشه اونو حذف کرد.

موفق ترین ، ثروتمندترین انسان روی زمین هم منفیهایی در زندگیش وجود داره ، تنها تفاوت اون با اشخاص معمولی اینه که :

 

 اون راه های کنترل احساسات و وقایع منفی رو بلده و بارها تمرین کرده

خیلی ها آموزش میدن که منفی رو نبین و ازشون عبور کن ،

من منظورم این نیست که منفی ها رو عمدا ببینیم ، بزارید کمی روشنتر صحبت کنم؛

شخصی با ماشین تصادف کرده و وسط خیابان افتاده و به شدت مجروح شده و مثلا یک صحنه ی وحشتناکی برای این شخص اتفاق افتاده و …

فقط کمی به اطرافش نگاه کنید ، میبینید کلی آدم از ماشین هاشون پیاده میشن که فقط بیان اون صحنه رو ببینن!

چرا؟

چه بازخورد مثبتی در اون صحنه وجود داره که ما میخوایم اونو به اجبار وارد ذهنمون کنیم؟

میبینید ؟

منظورم اینه که نیاز نیست ما تصاویر منفی رو عمدا وارد ذهنمون کنیم و بهتره که قالب ذهن ما مثبت باشه ، اما نمیتونیم منکر منفیها هم باشیم!

چون جزوی از روند زندگی ما هست و باید پذیرای اون هم باشیم اما باید راه های مدیریت اون رو یاد بگیریم.

خب امیدوارم با کمترین منفیها در زندگی روبرو باشیم و زندگی سراسر سعادت رو تجربه کنیم

و توان عبور از منفی های زندگیمون رو هم بیش از پیش داشته باشیم…

آموزش خودتون رو به پایان نبرید ، آموزش یک مسئله ی ابدی هست.

آموزش خودتون رو به پایان نبرید!

شاید خیلی ها دوست دارن بگن من دیگه از درس خوندن راحت شدم.

یا شاید بگیم از کتاب خوندن راحت شدم!

یکی از نکاتی که از افراد برجسته و بسیار موفق دنیا یاد گرفتم اینه که :

مطالعه و یادگیری جزو برنامه های هر روزه اونهاست، محال ممکنه اونها روزی برای رشد شخصی و یا تحول فردی کاری انجام ندن!

حتی پر مشغله ترین اونها در روز یک ساعت مشخصی برای مطالعه دارن !

چندی پیش با کسی صحبت کردم که میگفت :

میدونی مطالعه وقت میخواد ، منم که وقتشو ندارم و …

یکی از کارهایی که افراد موفق دنیا انجام میدن اینه که رشد شخصی و تحول فردی رو به صورت یک آئین مذهبی انجام میدن.

شاید یکم در این باره صحبت کنم بهتر منظورم رو برسونم.

شما میدونید که ما در مذهب خودمون چیزی داریم به نام نماز اول وقت!

خب افراد مذهبی اعتقاد دارن که اگه نماز سروقت خونده بشه بیشتر مورد قبول قرار میگیره ، دقیقن افرادی که روی رشد شخصی کار میکنن همینطور هستن.

اونها رشد شخصی رو هر روز مثل یک فریضه ی دینی انجام میدن ، و همیشه در ساعتی مشخص و به مقداری مشخص براش وقت میزارن.

اینکار رو برای سالها و سالها و سالها انجام میدن.

نمیدونم آقای باب پراکتور رو چقدر میشناسید ، اما ایشون یکی از افراد محبوب من در مبحث خودشناسی هست و الگوی من برای رشد شخصی.

وقتی که در یکی از سمینارهاش حضور پیدا کرده بود ، یک کتاب بسیار مندرس و کهنه ای دستش داشت…

کتاب معروف “بیندیشید و ثروتمند شوید”

در همین سمینار میگفت من این کتاب رو به مدت چهل سال هست که میخونم. باورتون میشه ؟ چهل سال!

شاید فقط بشه اینطور مشخص کرد که اهمیت رشد شخصی از نظر افراد موفق دنیا چقدر بالاست.

اونها همیشه دوست دارن آموزش ببینن و آموزش رو جزو روند روزانه ی خودشون میدونن.

ولی خیلی از افراد مطالعه و یادگرفتن رو مدتهاست که فراموش کردن و هر روز میگن :

چرا ما پیشرفتی نداریم؟

چرا اتفاقی برای ما نمی افته؟

آموزش برای شما یک شغل به ارمغان میاره ، اما خودآموزی شما رو ثروتمند میکنه!

متوجه شدید ؟

یعنی اگه درس خوندید ، خب باهاش میرید سر کار و یه حقوق دریافت میکنید و یا باهاش شغلی پیدا میکنید.

اما ؛ خودآموزی و تحول فردی و کسب علم روزانه و مطالعه ، شما رو به ثروت میرسونه.

میدونید چقدر افراد با رعایت همین اصل به ظاهر ساده میتونستن هرگز ورشکست نشن!؟

میدونید چقدر افراد زیادی بودن که با خوندن کتاب ” موج سوم ” امروز کلی ثروت کسب کردن و از پیشروان و رهبران تجارتهای خودشون هستن؟

اینا رو میدونید ؟

خب پس اهمیت آموزش دیدن و تحول فردی در زندگی ما بسیار بالاست.

من میبینم بلیط های کنسرت های ما بیشتر از بلیط های سمینارهای موفقیت به فروش میرسه!

شاید این سوالی هست که باید بپرسیم، چرا؟ در حالی که میدونیم ما نیاز داریم بدونیم.

مگه ما بیشتر از یکبار زندگی میکنیم که اینقدر مطمئنیم هنوز فرصت هست ؟!

نمیدونم! اما من قطعن بر این باور هستم که وقت نیست برای بهتر شدن…

پیشرفت در هر اموری به شما احساس شادی میده!

خب سلام دوستان عزیزم ، امیدوارم امروز حالتون عالی باشه ، منکه نظرم اینه خودتون رو با توجه به جمله ی بالا بسنجید.

بزارید تجربه ای رو از خودم در اختیارتون بزارم ، من خودم در زندگی خیلی شکست خوردم ،

اصن یکی از معدود افرادی هستم که خیلی شکست خورده!

بعد از هر شکستی ما معمولن خیلی ناراحت میشیم و خیلی به زحمتهایی که کشیدیم فکر میکنیم ،

اینکه چقدر در راستای اون موضوع تلاش کردیم و حتی شاید هزینه.

اینها همه برای خودم اتفاق افتاد تا جایی که یه روزی با واژه تلاش بعد از شکست روبرو شدم!

گفتم این دیگه چه تعریفی هست! خیلی به نظرم مسخره و انتزاعی به نظر میرسید.

تا اینکه در باره این موضوع کتاب خوندم و بازم مطالعاتم رو بردم بالا.

متوجه شدم عموما افراد زیادی که من در موردشون مطالعه داشتم و موفقیتهای زیادی هم به دست آورده بودن ، عموما در اوایل خیلی ناموفق بودن!

خب شاید بگید اینو میدونستم!

اما نه شاید اینطور نمیدونستیم ، شاید باز هم درگیر واژه میدونستم هستیم.

ولی من خیلی بیشتر رفتم جلو دیدم اساسا موفقیت دقیقن پشت شکستها هست چون وقتی چالشی به وجود میاد شما مجبور میشید از اون چالش خارج بشید و برای اینکار مجبورید 100% خودتون بشید و خودتون رو ثابت کنید.

ما برای رشد طراحی شدیم ، ما نیومدیم که درجا بزنیم ، ما نیومدیم که بشینیم تا شرایط خوب بشه ! ما اومدیم که هر روز پیشرفت کنیم و بابت اینکه از روز قبل بهتر شدیم حالمون بهتر بشه.

ما اومدیم که رشد کنیم و با رشد خودمون در آینده چیزی برای ارایه داشته باشیم.

حتی برای نسل بعد از خودمون ، شاید بگید مهم نیست بعد از من چیکار میکنه!

اما مهمه ، چون در این صورت هست که شما حاضر هستید از جایی که هستید حرکت کنید و برید جلوتر.

راز اینکه شما امروز شادتر باشید ، اینه که پیشرفت کنید ، این تنها راز هست!

من دیروز در توضیحاتم گفتم که کتاب دیجیتال جدیدی خریدم ، درسته ؟ ( اگه مقاله ی قبل منو نخوندید اینجا کلیک کنید) ، خب همون موقع خیلی خوشحال بودم چون احساس میکردم که قراره بیشتر رشد کنم و چیز جدیدی یاد بگیرم، میبینید چقدر ساده میشه پیشرفت کرد؟ به همین سادگی میشه از دیروز بهتر بود…

شاید این جمله ها خیلی ساده باشن اما همین سادگیش باعث میشه خیلی ها انجامش ندن.

من قراره فردا وارد یه چالش جدید بشم و بزودی در باره ی چالش جدیدم باهاتون صحبت میکنم…

خب پس بیاید امروز این اصول ساده رو شروع کنیم که هر روز در حال پیشرفت باشیم و اجازه ندیم روزهامون مثل روز قبل تموم بشه.

 

رازی که خیلی ساده گفته میشه،اما همیشه یک راز میمونه!

اگه میخواید در دنیای بیرون موفق باشید

باید بیشتر تمرکزتون معطوف به درونتون و به روز رسانی دانشها و مهارتهاتون باشه!

(راز مهم)

به این فکر کنید که شاید تنها یک ایده با تحول در زندگی خود فاصله دارید… ( جیم ران )

شاید این جمله راز بزرگی پشت خودش داشته باشه ،

شاید خیلی ساده از این جمله عبور کنیم و فکر کنیم ؛

خب منکه اینو میدونم ، اینا رو قبلنم شنیدم ، خیلی کلیشه هستش و…

متاسفانه این جمله ها بزرگترین دشمن رشد برای انسان به حساب میاد ( چیزی که خودم در گذشته استادش بودم!)

میدونم شاید خیلی جمله ی کلیشه ای باشه و شاید هزاربار از دیگران شنیده باشید، اما اگه مقاله های منو دنبال میکنید

احتمالن خبر دارید که من خیلی دوست ندارم کلیشه ای و کتابی صحبت کنم!

اما همیشه استثناعاتی هم وجود داره! نه ؟

این جمله رو اگه همین الان یکبار دیگه بخونید میبینید خیلی ساده هست و

البته جیم ران یکی از راز های موفقیتش همین بوده ، اینکه همه چیز رو خیلی ساده میگفت!

من همیشه فکر میکردم باید شرایط به وجود بیاد تا مثلن من موفق بشم ، با مثلن نمره خوبی بگیرم ،

یا مثلن تو تجارتم موفق بشم ، یا مثلن تو بازی فوتبال بهتر باشم !

متوجه منظورم هستید؟

خودتون یکم همین الان فکر کنید. ببینید واقعن کجاها دارید از همین فرمول پیروی میکنید ؟

منظورم اینه که شرایطش باشه بعدن ما نتیجه ای بگیریم؟

خب من به این راز که ساده هم هست پی بردم و فهمیدم اصن هم اینطور نیست ، هیچ شرایطی وجود نداره ، بلکه شرایط ساختنی هست ، یعنی خودتون باید بسازیدش.

چطوری؟

خب معلومه ، با کار کردن روی خودتون ، روی دانش هاتون ، روی مهارتهاتون و…

بزارید مثال بزنم ، مثلن فرض کنید شما میخواید در رشته ریاضی مقام اول رو بیارید اما اصن در درس ریاضی نمره خوبی نمیگیرید ، خب به نظرتون باید چیکار کنید؟

درسته باید تمرین کنید ، اما چقدر ؟

جواب خیلی ساده هست ، به اندازه ای که بهترین نمره رو بگیرید ، دقیقا بهترین نمره!

شاید امروز خوب پول در نمیارید! چرا ؟ خب معلومه چون به اندازه ی اونی که پول خوب بیرون میاره خودتون رو رشد ندادید! این همون راز ساده هست.

شاید بگید من شرایطش رو ندارم ، اون موقع هست که من میگم شما به اندازه کافی روی رشد خودتون کار نکردید.

ببینید من میخوام بهترین راهبر دنیا باشم ، فکر میکنید هر روز چیکار میکنم؟

خب معلومه هر روز دارم مطالعه میکنم ، همین الان پیش پای شما که دارم این متن ها رو مینویسم ساعت حدود 12:10 شب تاریخ 98/1/7 هست که یک کتاب دیجیتالی خریدم که فردا گوش کنم!

میدونید چرا ؟

خب میخوام روی مهارتهام کار کنم ، چون من هر روز باید در راستای بهتر شدن مهارتهام تجربه کسب کنم

و کتابهای مرتبط بخونم!

من میبینم یک شخص تو اداره کار میکنه و مثلن ماهی 2 تومن حقوق میگیره اما کتابی که وقت میزاره میخونه

یک “رمان عشقی” هست! تعجب میکنم!

ازش سوال کردم چرا این کتاب رو میخونی ؟ گفت همیشه از رمان های عشقی خوشم میومد واسه همین اینو میخونم و…

با خودم فکر میکنم میگم یعنی چی ؟!

یعنی حقوق 2 تومن برای یه زندگی در ایران و در تاریخی که من این متن ها رو مینویسم کافیه؟!

خب اگه کافی نیست ( که البته مطمئنم کافی نیست ) پس چرا کتاب های مرتبط با موفقیت در کسب و کار و زندگی بهتر نمیخونه ؟

چرا هر روز وقتشو صرف دیدن افراد موفق نمیکنه !

چرا در سمینارهای موفقیت و خودشناسی شرکت نمیکنه به جاش میشینه و سریال های طنز و مسخره نگاه میکنه

در حالی که زندگی خودش سرشار از نرسیدن هاست؟

چرا تو اینترنت سرچ نمیکنه و فیلم های موفقیت و رازهای افراد موفق رو نمیخونه ؟ ( حتمن در پست های آینده یکی از بزرگترین دلایلش رو توضیح میدم )

فکر کنم تونستم منظورم رو برسونم ، ببینید دوستان هیچ موفقیتی شانسی نیست و

حاصل رشد و سعی و تلاش هست و اگه جایی دیدید موفقیتی شانسی بدست اومده، حتمن پایداری نداره.

امیدوارم همه ی ما توضیح آقای جیم ران رو جدی بگیریم و برای بهتر شدن زندگیمون روی مهارتهای شخصیمون کار کنیم و این راز مهم رو در زندگیمون استفاده کنیم.

خب شاید امروز مهمترین فیلم تمام زندگی خودتون رو ببینید!

افرادی که این فیلم رو 2 ماه پیش دیدن اما هنوز به کارهای قبلی خودشون مشغولن و هیچ تغییری در زندگیشون ایجاد نشده و هنوز موفق نشدن به اهدافشون برسن ، پیشنهاد میکنم یکبار دیگه این فیلم رو با دقت بیشتری ببینن ، چون احتمالن اینبار بهتر میتونن متوجه بشن که چقدر این فیلم نکته داشت.

دوستان تا بحال براتون پیش اومده که ببینید از افرادی که در زندگی همیشه همراهه شما بودن و مثلن تا همین 5 سال پیش هیچ تفاوتی از نظر موفقیت های مالی نداشتید ، وقتی امروز با اونها روبرو میشید ، میبینید چقدر پیشرفت کردن ؟! بعدن خودتون تعجب میکنید!

میگید آخه چطور ممکنه !

این شخص هیچ تفاوت خاصی با من نداشت !

همونقدر درس خوند که من خوندم!

همونقدر پدر مادرش سواد داشتن ، که پدر مادر من داشتن !

همونقدر امکانات داشت که من!

همون دانشگاهی رفت که من رفتم!

اصن هیچ فرقی با من نداشت ، بعد چطور میشه که اینقدر تونست از من بیشتر پیشرفت کنه؟

من حتی از اون بیشتر کار کردم !

خب پس راز چیه ؟ و راز کجای داستان هست ؟

خب یه سری افراد هستن که همین الان میگن ؛

بابا اونا شانس میارن…

اونا یهو یه ارثی بهشون رسیده…

و…

خب من نمیخوام در مورد افرادی که همه چیز رو به شانس و اقبال ربط میدن صحبت کنم ، چون با کمال احترام به این عزیزان ، خودشون رو به خواب زدن و فکر میکنن زندگی بر مبنای شانس حرکت میکنه ، نه تلاش و انتخاب!

اما اگه شما موفقیت رو یک شانس قلمداد نمیکنید به ادامه ی این موضوع خوب دقت کنید.

من میخوام یک فیلم رو با هم ببینیم به نام داستان خط لوله و بعد از دیدن این فیلم به متن های من که در انتها اومده بیشتر فکر کنید و اگه حتی دوست دارید زیر همین پست کامنت بزارید تا با هم صحبت کنیم و هر سوالی باشه در حد توانم حتمن پاسخ میدم.

داستان خط لوله داستان زندگی همه ی ماست و من مطمئنم خیلی از ما اگه به داستان خط لوله خوب توجه کنیم متوجه رازهای تون میشیم.خب بریم که به این فیلم نگاهی بندازیم:

خب فیلم رو دیدید ؟

دوست دارید پابلو باشید یا برونو ؟

مهمترین درسی که از داستان خط لوله گرفتید چی بوده ؟

به این سوالهای فکر کنید…!

معمولا خیلی ها دوست داریم پابلو باشیم ، یعنی همون شخصی که خط لوله رو ایجاد کرد ، اما اگه تا بحال موفقیتی بدست نیاوردیم دلیلش شاید اینه که باید در زندگی خودمون به فرصت ها نگاه کنیم ، حالا متوجه شدید که میگم شانس وجود نداره ؟ یا اگر هم وجود داره برای اون اشخاصی هست که در راستای رسیدن به هدفشون تلاش میکنن!

خیلی ها هستن که امروز خط لوله های خودشون رو ساختن و دارن ازش بیشترین بهره رو میبرن و اینها از نظر افرادی خیلی زیادی جزو خوش شانس های جامعه هستن!

اما اگه از خود این افراد بپرسید که شانسی به اون موفقیت رسیده ؟ واقعن شاید خندش بگیره ! چون اون خوب میدونه که چقدر برای رسیدن به اون جایگاه تلاش کرده.

خب دوستان فکر کنم این مطلب رو هم برای شما توضیح دادم و داستان خط لوله در زندگی من خیلی تاثیر گذار بود چون به من یاد داد که به دنبال فرصتهایی برای خارج شدن از روزمرگی و رسیدن به هدفهای خودم باشم ، تا اینکه مجبور نباشم هر روز سطل های آب رو جابجا کنم!

اگه شما هم تصمیم گرفتید خط لوله ی خودتون رو بسازید حتمن با من در تماس باشید تا راهنماییتون کنم ، و یادتون باشه که تفاوت افرادی که نتیجه میگیرن اینه که هرگز در کار خودشون تعلل نمیکنن ، همین امروز هر کاری که باید برای موفقیت خودتون انجام بدید ، رو انجام بدید ، فردا دیره!

برای تغییر آماده هستید؟

امروز با پیامی ارزشمند از دارن هاردی به نقل قول از جیم ران اومدم تا با هم صحبت کنیم…

شاید باورتون نشه ، اما همین متن به ظاهر ساده تونست در زندگی من به شخصه تحولی بزرگ ایجاد کنه.همونطور که میدونید من زندگی بسیار سختی رو تجربه کردم و در بخش ” درباره من ” فقط بخش بسیار کوچکی از زندگی خودم رو شرح دادم ، اما جمله ای که بسیار مهمه اینه:

جیم ران موفق ترین کارآفرین دنیا

برای اینکه شرایط شما تغییر کنه ، شما باید تغییر کنید (جیم ران)

شاید باور کردنش کمی سخت باشه!

یا شاید کمی به این جمله ساده نگاه کنید!

یا اصن شاید بگید اینو که خودمم میدونستم !

باور کنید منم این جمله رو بارها شنیده بودم و فکر میکردم میدونستم!

اما وقتی بیشتر در باره این جمله تحقیق کردم و بیشتر در موردش مطالعه کردم ، متوجه شدم این جمله خیلی عمیق هست و خیلی باید بیشتر درکش کنم.

شنیدید الان میگن اقتصاد بد شده ؟

خب شما اصن میدونستید اقتصاد همه جا بد شده !؟

اگه باورتون نمیشه ، من حتمن یه فیلمی رو در آینده براتون آپلود میکنم و میخوام ببینید که اقتصاد همه جا بد شده و اصن به کشور خاصی هم ربط نداره ، فقط مقدارش کم و زیاده !

اما بزارید یکم جمله رو تغییر بدم !

اقتصاد برای اونهایی بد شده که به جمله ی بالا اعتقادی ندارن، خب منظورم اینه اصن جمله ی ” برای اینکه شرایط تغییر کنه ، شما باید تغییر کنید ” رو نمیخوان بپذیرن.شاید به این خاطرر که موفق ترین کارآفرین دنیا در بارش صحبت کرده یعنی آقای جیم ران.

من بهشون میخوام از همینجا بگم اقتصاد برای اونهایی که جمله بالا رو در زندگیشون به کار بردن بسیار هم عالی هست ، شاید کمی باورش برای افراد سخت باشه اما میخوام در موردش باهاتون صحبت کنم.

معمولن شرایط زندگی ما طوری هست که به نشدن ها بیشتر از شدن ها فکر میکنیم و من بارهای از صحبتهای جیم ران این رو شنیدم ، به افکار منفی بیشتر از مثبت ها بهاء میدیم ، به احساسات مضطرب کننده بیشتر اجازه میدیم ما رو کنترل کنه ، اول باید گفت همه ی اینها باعث میشه که زندگی ما به سمت بهتر شدن حرکت نکنه (در آینده حتمن مطالب بیشتر در بارش مینویسم).

خب بعد از اینکه تونستید این افکار رو کنترل کنید حالا باید در باره این بدونیم که ؛

وقتی میخوایم شرایط تغییر کنه باید مجموعه ای از عملکردها رو داشته باشیم که در کنار هم شرایط جدیدی برای ما ایجاد میکنه.

مثلن اگه امروز فقیر هستیم ، خب این یه وضعیتی هست که با توجه به تصمیماتی که در گذشته گرفتیم اتفاق افتاده ، اما برای تغییر اون باید تغییراتی در خودمون ایجاد کنیم.

به این نکات توجه کنید:

  • مثلن تجربه ی افراد موفق رو دنبال کنیم و بخونیم ( چند نفرمون از وضعیت اقتصادیمون راضی نیستیم اما اینکارو کردیم ؟ )
  • یا با اونها صحبت کنیم ( امروزه تمام افراد موفق و سرشناس در زمینه کسب و کار ، از شبکه های اجتماعی استفاده میکنن و میشه باهاشون صحبت کرد ، یا میشه بهشون پیام داد و ازشون خواست که با توجه به نیازهای شما راهنماییتون کنن – چندنفرمون اینکارو کردیم ؟ )
  • صفحات اجتماعی این افراد مملو از اطلاعات و نکته هاست ، سایتهای این افراد کلی اطلاعات همراه داره و خیلی از اون اطلاعات هم رایگانه و میشه به راحتی اونها رو دریافت کرد.
  • توی شهر خودتون کارآفرین نمیشناسید که تونسته به موفقیت های خیره کننده ای برسه ؟ ( اگه نیست ، سفر کنید ، به شهر دیگه یا استان دیگه و باهاشون صحبت کنید ، ازشون وقت مشاوره بگیرید ، ارزشش رو داره که حتی یک روز خودتون رو درگیر این موضوع کنید )
  • کتاب بخونید ، چند کتاب موفقیت دارید و یا میخونید ؟ چند دقیقه در روز رو درگیر مطالعه و ” رشد فردی ” میکنید؟
  • چقدر روی اطلاعاتی که دارید متعصب هستید ؟ آیا حاضرید کمی به دنیای خودتون بدون تعصب نگاه کنید و اصطلاحا ” جویای یادگیری ” باشید؟ چون اگه کسی امروز به موفقیتی رسیده و تونسته برای سالیان اون موفقیت رو رشد بده ، حتمن در حال انجام کارها به طور متفاوت از ماست ، پس باید ببینیم اون چیکار میکنه؟

خب میبینید ؟

من میتونم این نوشته های رو همینطور ادامه بدم ، اما فکر کنم منظورم رو رسوندم.

برای اینکه نتایج بهتری بگیریم ، باید خودمون رو رشد بدیم ، نه اینکه منتظر باشیم شرایط به نفع ما تغییر کنه.

برای اینکه مقاله های منو دریافت کنید ، در خبرنامه من که پایین همین سایت هست عضو بشید تا براتون در آینده ایمیل بشه

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای امین سبزواری محفوظ است

به سایت من خوش اومدید ، شاید دوست داشته باشید یک هدیه از من بگیرید!

اسم و ایمیل خودتون رو وارد کنید تا همین امروز کتاب صوتی ارزشمندی براتون بفرستم.

شما با موفقیت عضو خبرنامه شدید و بزودی هدیه برای شما ارسال خواهد شد.

ارسال اطلاعات شما دچار مشکلی شده ، لطفن مجدد تلاش کنید

کارآفرینی پیشروترین کسب و کار دنیا will use the information you provide on this form to be in touch with you and to provide updates and marketing.