سرنوشت طبیعی ما رشد کردن است!
شاید یکی از دلایلی که اکثر کارآفرینها در باره رشد فردی صحبت میکنن همین باشه.

سرنوشت طبیعی ما رشد کردن است!

اکثرا افراد نادان در جامعه اشخاصی رو که در حال کتاب خوندن یا دیدن فیلم های آموزشی رشد فردی هستن ، نادان و جاهل خطاب میکنن! و فکر میکنن که اونها در حال اتلاف وقت خودشون هستن. این افراد نادان بر این باورند که سرنوشت طبیعی انسان از روز اول نوشته شده و تا آخر عمر هم قراره همون سرنوشت رو زندگی کنن تا بمیرن!

اما قالبا افرادی که بیشتر در باره منفی ها میگن، بیشتر تجربه های منفی دارن ،

افرادی که بیشتر در باره فقر صحبت میکنن بیشتر فقیر هستن

و افرادی که بیشتر در باره شکست صحبت میکنن ، بیشتر شکست میخورن!

اما اکثر مردم قالبا در طول زندگی یک روز از خواب بیدار میشن و به این نتیجه میرسن که باید تغییراتی در زندگی خودشون ایجاد کنن.

چون از وضعیت مالی خودشون گله دارن ، از وضعیت زندگیشون راضی نیستن ، از وضعیت روحی و اجتماعی خودشون راضی نیستن و…

اما اونها هرگز به این موضوع فکر نمیکنن که چرا اینطوره ؟

اونها دنبال راه حل نیستن! و یا شاید هم اگه باشن به دنبال دارویی معجزه گر هستن تا با خوردن اون سریعن همه چی درست بشه و اونها خوشحال ، شاد و موفق بشن!

اما واقعیت چی میتونه باشه؟

خب طبق صحبتها و نشست هایی که با کارشناسان موفقیت و کارآفرین های برتر تجارتهای مختلف داشتم به این نقطه رسیدم که رسیدن به احساس خوب ، زندگی عالی ، ثروت ، سعادت و… از رشد فردی اون شخص میگذره.

خب شاید سوال باشه که رشد فردی یعنی چی؟

بزارید خیلی ساده در بارش صحبت کنیم.

رشد فردی یعنی اینکه در طول روز کتاب میخونید، داستان های افراد موفق رو گوش میکنید ،

به فایل های صوتی انگیزه بخش گوش میکنید، تحقیق میکنید ،

دست به عمل میزنید و کاری رو در راستای اهدافتون انجام میدید،

فیلم ها و ویدئوهای انگیزه بخش میبینید تا باعث حرکت رو به سمت جلو برای شما باشه ،

من در این باره صحبت کردم، میتونید اینجا رو انتخاب کنید و مطالعه کنید.

جمع بندی ؛
سرنوشت هر کسی به دست خودش نوشته میشه و رقم میخوره ،

با رشد کردن و هر روز به سمت بهتر شدن باید این سرنوشت رو با دستان خودمون بنویسیم،

یادمون باشه هیچ موفقیتی اتفاقی نیست…

۴ دلیل برای قطع ارتباط با آدم‌های منفی که باید رعایت کنید و به شدت از آن استفاده کنید

قطع ارتباط با افراد منفی

۱ – انرژی شما رو از بین میبره:

ما به طور کلی در طول روز در حال برنامه ریزی منفی شدن هستیم و هر روز

توسط تلویزیون ، رادیو ، اینستاگرام ، توئیتر ، فیسبوک ، تلگرام ، دوستامون ، همکارامون ، خانواده و…

و یا مواردی از این قبیل در حال منفی شدن هستیم،

انسان به طور معمول وقتی انرژی منفی دریافت میکنه ، انرژی کمتری در طول همون روز داره.

شنیدن حرفهای منفی و نشست و برخاست با آدم های منفی مثل سرعت گیری میمونه که شما

با ماشین از روی اون رَد میشید

برای اینکه ماشین شما دوباره به سرعت معمول برگرده باید انرژی بیشتری مصرف کنید! از آدم های منفی باف فاصله بگیرید و روابططون رو محدود کنید.

 

۴ دلیل برای قطع ارتباط با آدم‌های منفی!

 

۲ – انگیزه رو در شما میکشه!

درسته، انسان به امید زندست، و امید همیشه ما رو به سمت جلو هدایت میکنن

اگه امید به زندگی از بین بره، ما با یک مُرده ی متحرک فرقی نداریم.

وقتی با افراد منفی صحبت میکنید تمام امیدهای شما رو نا امید میکنن

اونها نقطه ای از توانایی رسیدن که به خوبی بلدن

از دولت ، اقتصاد ، خانوده ها ، جامعه و چیزهایی از این دست طوری استفاده کنن و حرف بزنن

که شما همون لحظه رَگ دستت رو بزنی!

۳ – ترس ها رو در شما افزایش میده!

بله همینطوره!
آدم منفی وقتی شروع میکنه به صحبت ، شما چشمهاتون از حدقه میزنه بیرون،

چون اینقدر در تعریف داستان های ترسناک به مهارت رسیده که میشه بهشون مقام شوالیه ترس رو داد!
واقعن اونها توانایی ریسک و قدرت تشخیص رو از شما میگیرن،

اونقدر از منفی ها میگن تا از ترس شما رو فلج کنن، ترس مکانیزم بسیار خوبی در انسان به شمار میاد، چون وقتی یه خرس گرسنه میبینید اگه نترسید ، باید خوراک اون خرس بشید

اما ترس های حساب نشده و بدون پایه و اساس از اشخاصی که حتی یکبار دست به کاری هم نزدن و فقط ناله و زاری میکنن، کار پسندیده ای نیست.

 

۴ دلیل برای قطع ارتباط با آدم‌های منفی!

 

۴ – آدم منفی بدشانس به حساب میاد!

من به شخصه شانس رو با اون تفسیری که خیلی ها از شانس دارن قبول ندارم و تعریف من با شانس فرق میکنه که میتونید در وبلاگ من مطالعه کنید

اما آدم منفی تمام بدبختی ها و اتفاقات ناگوار رو به سمت خودش جذب میکنه، انسان منفی تعریفش از آدم موفق اینه:
دست به خاک میزنه طلا میشه، در حالی که اینو باور نداره که خودش تمام اتفاقات و شکستها رو به سمت خودش سرازیر میکنه

تفاوتش یک آدم موفق اینه که از منفی ها سخن نمیگه تا همه ی شرایط رو علیه خودش درست کنه.به این ترتیب دست به هر کاری میزنه

با توجه به قوانینی که یاد گرفته میتونه با سخت کوشی و استمرار در اون کار موفقیتهایی بدست بیاره و همین موفقیت از نظر یک انسان منفی “شانس” به حساب میاد!

خب ۴ دلیل برای قطع ارتباط با آدم‌های منفی رو با هم برسی کردیم

جمع بندی و جمله ی پایانی من؛
از این آدمها فاصله بگیرید و رفت و آمدتون رو باهاشون محدود کنید تا زندگی رو خیلی زیباتر ببینید.

چرا مثبت فکر نکنیم وقتی میتونیم اینکارو انجام بدیم ؟

اول این ویدئو رو ببینیم و بعد از اون کمی صحبت کنیم:

همونطور که دیدید ما نمیتونیم دنیا رو تغییر بدیم ، اما میتونیم خودمون رو تغییر بدیم.
افراد زیادی هستن که از مسایلی که نمیتونن تغییر بدن شکایت میکنن ، اونها فکر میکنن با شکایت کردن میتونن کمکی به خودشون بکنن.
اما هرگز اینطور نیست ، من انسان موفقی رو نمیشناسم که با شکایت و گله به جایی رسیده باشه.
افرادی که به موفقیتهایی رسیدن اولین درس زندگیشون این بوده که ،

هر چیزی رو همونطور که بوده پذیرفتن و خیلی مثبت به آینده خودشون نگاه کردن.

اونها قبول کردن که نمیشه دنیا رو تغییر داد ، اونها قبول کردن که نمیشه اقتصاد دنیا رو تغییر داد ، اونها قبول کردن که نمیشه همه ی انسانها رو مثبت نگه داشت!
و وقتی به این باور رسیدن شروع کردن به تغییر خودشون.
من افراد موفق رو از نزدیک دیدم و بارها باهاشون صحبت کردم ، اونها در دنیای خودشون شاد هستن.
اونها در دنیای خودشون ثروتمند هستن.
اونها در دنیای خودشون ارزشمند هستن.
اونها در دنیای خودشون معنوی هستن.
اونها با آدمهای بیرون کاری ندارن!
خیلی ها میپرسن چرا اینطوره ؟
چرا نمیشه همه اینقدر خوب باشن ؟
بزارید یک جواب ساده به این سوال ها بدم :
چون در اون صورت مثبت بودن هیچ معنایی نداشت!

رنگ سفید زمانی معنی داره که رنگ سیاه وجود داشته باشه!

مثبت سیاه و سفید

مثبت فکر نکنیم ؟

یکی از درس هایی که در زندگی خودم گرفتم این بوده که هرگز سعی نکنم دیگران رو تغییر بدم ، چون یه روزهایی استاد خودآزاری بودم.
فکر میکردم باید برای همه اینقدر تلاش کنم تا تغییر کنه ، تا جایی که از نفس بیفتم! بعدها دیدگاهه من خیلی تغییر کرد!
امروزه ما باید بدونیم ، با هر امکاناتی و هر بهایی شده ، تغییرات عظیم در زندگی خودمون ایجاد کنیم.
بهانه و شکایت ها رو کنار بزاریم چون در نهایت ما رو یه شکست خورده به تمام معنا بار میاره.
ما باید استاد تغییر باشیم نه برده ی اون…

تعهد مقابل یک فرد متعهد چگونه است ؟

تعهد شما در مقابل یک فرد متعهد معنا خواهد داشت!

تعهد مقابل یک فرد یعنی از دیدگاهه من ” هر طور شده انجامش بده”

اصن مهم نیست چه اتفاقی میفته ، اصن مهم نیست چقدر زجر میکشی ، اصن مهم نیست چقدر سخته ، اصن مهم نیست چه‌امکاناتی داری “وقتی تعهدی میدی ؛ تا پای مرگ باید انجامش بدی”

خب شاید جمله ی من یکم باورش سخت باشه، اما من در تجارتی کار میکنم که تعهد رو اینطور معنی میکنن.

البته من سرباز خونه کار نمیکنما!!!

ولی این موضوع رو از ژاپنی ها یاد گرفتم که وقتی مدیر کارخونه ای کارش رو به درستی انجام نمیده ، حتی خودکشی میکنه!!!

شاید خیلی مسخره باشه ، اما واقعیت تعهد یعنی همین.

یادمون باشه تعهد مقابل یک فرد متعد باید 100% باشه.

یعنی یا میمیری و یا انجامش میدی! هیچ گزینه ی دیگه ای نداره…

اما جالبه که بدونیم متعهد بودن یک خصوصیت شخصیتی به حساب میاد و ما میتونیم بعد از مدتی تلاش به این میزان از تعهد برسیم.

شاید بخواید بدونید راهه رسیدن به این حد از تعهد چیه ؟

خب من در آینده در این باره فیلمی قرار میدم و توضیح کاملی در این باره میزارم.

اما همینقدر بدونیم که با تمرین و تکرار و داشتن بینشی از آینده میتونیم تا همین اندازه متعهد باشیم.

اما یکی از بزرگترین چالش های تعهد ، مواجه شدن با افراد بی تعهد هستش،

شما یقین داشته باشید که در مقابل افراد بی تعهد نمیتونید متعهد باشید و با اینکار به خودتون آسیب میزنید،

یا باید زمان کافی رو به اون شخص بدید که به تعهد و درک از بینش خودش برسه و یا اینکه اون رو در شخص دیگری جستجو کنید.

من خودم وقتی دارم در تجارتم جلسه ای برگزار میکنم اینقدر برام مهمه که در تایم مشخص شروع و در تایم مشخص تموم بشه!

اینو یاد گرفتم که زمان ارزشمنده و باید روی زمان هم متعهد باشم.

در کشورهایی که این ارزش بسیار رعایت میشه آلمان رو مثال میزنم

که اگه جلسه ای زودتر از ساعت مقرر شروع و یا تموم بشه توهین به حساب میاد!

واقعن روی ساعت بسیار دقیق و روی تایم های خودشون بسیار متعهد هستن، باید سر ساعت در جلسه ای حاضر و در تایم مقرر از جلسه خارج بشن.

حالا شما میخوری به یه آدم بی تعهد و مثلن ساعت ۱۵:۳۰ باهاش قرار داری.
بعد ساعت ۱۶:۳۰ میاد سر قرار.

جالبش اینجاست که اون از شما شاکی هست و میگه ؛
ای بابا حالا چی شد، همش یکساعت دیر شد دیگه!

و اونجاست که یه آدم متعهد میمونه دیگه چی بگه…!

پس عزیزان اگه روزی در تجارت خودتون و یا زندگی به آدم بی تعهد برخورد کردید

سعی کنید در حد همون متعهد بودن خودش بهش متعهد باشید، نه بیشتر و نه کمتر.

در غیر اینصورت شمایید که بازنده ی اون رابطه و یا تجارت خواهید بود.

قانون کارما، از هر دست بدی از همون دست میگیری!

قانون کارما چیست؟

قانون کارما، از هر دست بدی از همون دست میگیری!

قانون کارما در زندگی خیلی ها انقلابی بر پا کرده.

خیلی ها هنوز هم باورش ندارن.
خیلی ها باورش دارن.
خیلی ها هنوز در حال کشف قانون کارما هستن.
خیلی ها هم کمی باورش دارن!
اما من به شخصه با تمام وجود باورش دارم.

قانون کارما در زندگی همه ی ما تاثیرات خودش رو داره و من در زندگی بارها تجربه هایی منفی و مثبت داشتم.

بیاید در بارش کمی صحبت کنیم؛

کارما از دو قسمت تشکیل شده، “…کار…ما” کاری که ما‌ انجام میدهیم که در ادیان مختلف اسم های مختلفی هم براش گذاشتن.

اما همونطور که میدونید من معمولن خیلی ساده توضیح میدم پس بیاید خیلی ساده در بارش صحبت کنیم.

هر کاری که در دنیا انجام میدید از خودش انرژی ای داره،چه مثبت و چه منفی ، بستگی به نوع کاری که میکنید داره.

از قانون کارما به عنوان قانون کاشت و برداشت هم یاد میکنن.

یعنی هر چیزی بکارید، درو میکنید.

عمومن در زندگی بارها پیش میاد که در خلوت خودمون کارهایی میکنیم و احساس میکنیم کسی نمیبینه و یا کسی متوجه نمیشه.

مثلن ممکنه جنس تقلبی به کسی بدیم، یا دروغی بگیم ، یا به کسی تهمت بزنیم و خیلی مواردی شبیه این…اما اینطور برداشت کنیم که چون کسی متوجه نمیشه ، پس مشکلی هم پیش نمیاد.

اما جالب اینجاست که شما هرگز نمیتونید از قانون کارما فرار کنید.

کارمای هر کار اشتباهی در زندگی شما به شکل های مختلف خودشو نشون میده و حتی میتونه انسان رو تا پای مرگ ببره!

من نمیخوام وارد تایید این موضوع در علم فیزیک و متافیزیک بشم.

اما میخوام بهتون اطمینان بدم که این قانون در جهان هستی وجود داره و شما باید کارما رو جدی بگیرید.

قانون کارما چیست؟

عمومن افرادی که به دیگران بدی میکنن بدی های زیادی رو مییبنن.
افرادی که حسادت میکنن از دیگران حسادت میبینن.

اما یک راهه بسیار ساده برای تست قانون کارما بهتون میگم اگه‌مایل بودید تستش کنید؛

تو خیابون به یک رهگذر بگید یه چند لحظه کاری باهاش دارید!
وقتی اومد پیش شما بدون مقدمه و بدون توضیح محکم بخوابونید تو گوشش.
اون موقع میبینید که سریعن با عکس العمل همون لحظه مواجه میشید و اونم میخوابونه تو گوش شما!

خب دیدید چقدر ساده عمل میکنه ؟
قانون کارما همینقدر درکش سادست.

حالا خیلی وقت هاست که قانون کارما شامل حال زمان میشه،

یعنی بعضی وقتها شما کار اشتباهی میکنید ولی جواب رو همون لحظه و یا همون روز دریافت نمیکنید،

اما در روزهای آینده و شاید به روش دیگه ای اون اتفاق برای شما میفته و تاثیرش رو در زندگی خودتون میبینید.

قانون کارما بسیار عادلانه و منصفانه عمل میکنه.

اگه خوبی کنید حتمن جوابش رو دریافت میکنید حتی اگه کسی نبینه و در خلوت باشه و

اگه بدی کنید حتمن جوابش رو میگیرید حتی اگه در خلوت باشه.

البته توضیحاتی که به شما دادم بسیار ابتدایی بوده و فقط خواستم ثابت کنم که قانون کارما چیست؟ و باید بهش احترام گذاشت.

در آینده حتمن اطلاعات بیشتری در این باره قرار میدم.

با انجام کارهای مثبت سعی کنید همیشه کارمای مثبت رو در زندگی خودتون ایجاد کنید…

بزرگترین راز موفقیت چیست؟

بزرگترین راز موفقیت چیست؟

بزرگترین راز افراد موفق مدیریت زمان هست.

شما هم به این واژه برخورد کردید که “حالا فعلن وقت دارم؟”

بزرگترین راز موفقیت افراد ثرتمند نبوغ نیست!
بزرگترین راز ثروتمندان زیرکی اونها نیست!

بزرگترین راز افراد ثروتمند “مدیریت زمان” هست.

عبارت کلیدی اما بسیار مهم در این باره چیزیه که مطمئنم بارها شنیدید، ولی بیاین اینبار یک جور دیگه بشنویم؛
“ما همه زمان محدودی داریم”

پس به همین دلیل زمان ارزشمندترین دارایی ما به حساب میاد.

خیلی از افراد احساس میکنن همیشه زمان هست، طوری به زندگی نگاه میکنن که انگار تاریخ و روز دقیق مرگشون رو میدونن!
در حالی که ما از فردای خودمون بی خبریم و وقتی صبح از خواب بیدار میشیم باید خدا رو شکر کنیم که امروز هم هدیه ای به نام “زمان” دریافت کردیم و وقت داریم تا ۳۶ ساعت ازش به خوبی استفاده کنیم.

چرا ۳۶ ساعت؟
چون ۸ ساعتش رو خوابیم…

بزرگترین راز موفقیت چیست؟

همونطور که در جمله ی بالا از آقای جیم ران شنیدیم،

بزرگترین راز افراد ثروتمند مدیریت زمان هست.

چیکار کنیم تا از زمان به بهترین شکل استفاده کنیم ؟

از نظر من به دیگران خدمت کنید!
زندگی مجموعه از تجربه هاست و خدمت کردن همیشه بهترین نتایج رو داشته و داره!

بیل گیتس با خدمت خودش کاری کرد تا امروز همه ی ما از فن آوری های کامپیوتر به بهترین شکل استفاده کنیم، میبینید؟ اون خدمت کرده…

هنری فورد به ما کمک کرد تا لذت سفر با ماشین رو تجربه کنیم، اون خدمت کرد…

بابک بخیاری به مردم کشورمون کمک کرد تا راحت تر بستنی بخوریم، اون هم به مردم خدمت کرد…
میبینید؟

خدمت کردن همین قدر ارزشمنده پس تا میتونید خدمت کنید چون باعث ارزش آفرینی میشه…

خیلی از افراد زمان های ارزشمتد خودشون رو به راحتی از دست میدن چون هدفی رو دنبال نمیکنن.من از شما میخوام هدفی رو دنبال کنید، برای چیزی ارزشمند زندگی کنید، به هر کاری که مشغول هستید در اون ارزشی خلق کنید، اگه روزها میگذره ولی هیچ ارزش جدیدی خلق نمیکنید اون روز واقعن به بطالت گذشته و هیچ نتیجه ای نداشته!

زمان ارزش بالایی داره، عمر خودتون رو در جایی که هیچ ارزشی برای زمان شما قائل نیستن حدر ندید.
افرادی زیادی هستن که ۹۰ سال عمر میکنن اما وقتی ازشون میپرسید از زندگیت برام بگو،چطور بود؟

میگن خیلی زود گذشت!!
چرا ؟
چون در تمام مراحل زندگی ارزشهای بزرگی رو خلق نکرد

.
افرادی که قبل از مرگ خودشون کتابی نشر میکنن و سرگذشت ها و موفقیتهای خودشون در اون نقل میکنن، خیلی بهتر زندگی رو ترک میکنن چون حتی در نبودشون تندیسی از خودشون به جا گذاشتن…

امیدوارم ارزش زمان رو طوری درک کنیم که هر روز از روز قبل ارزش بیشتری در زندگیمون خلق گرده باشیم نه اینکه هیچ فرقی با ۲۰ سال گذشته ی ما نداشته باشه…

دیگه نمیتونم اینطوری ادامه بدم!

دیگه نمیتونم اینطوری ادامه بدم، شما باید در درون خودتون به اینجا برسید!

هر روز کار میکنیم
هر روز میریم بیرون
هر روز غذا میخوریم

هر روز در حال انجام کارهایی هستیم، درسته؟

آره همینطوره، هر روز داریم زندگی میکنیم.

میدونید افرادی که امروز دیگه مثل ۸۰ درصد دیگه ی مردم زندگی نمیکنن چطور شد که اون اتفاق ها براشون افتاد؟

اونها به جایی رسیدن که با خودشون گفتن؛

دیگه نمیتونم اینجوری ادامه بدم، باید کاری بکنم…

شاید باورش کمی سخت باشه ، اما امروز با اینکه فشارهای اقتصادی بیشتر شده و سطح درآمد کاهش پیدا کرده،

اما بسیاری از افراد هنوز احساس میکنن برای تغییر شرایط باید منتظر معجزه باشن!

در اکثر تجربه هایی که از انسانهای موفق دیده میشه رد پای این جمله هست؛

دیگه نمیتونم اینطوری ادامه بدم!

دیگه نمیخواستم مثل قبل زندگی کنم و خواستم تغییری در زندگی خودم‌ ایجاد کنم و…

چرا اونها به اینجا میرسن؟

شاید امروز خیلی ها در شرایط سختی از زندگی خودشون به سر میبرن، اما شاید این سختی اونجوری نبوده و نیست که باعث تغییر بشه…

بزارید داستانی جالب رو براتون نقل کنم؛ (البته هدفم توهین به هیچ شخصی نیست و صرفن به منظور من دقت کنید و نه شخصیت هایی که مثال میزنم)

روزی مردی به خونه ی دوستش برای شام دعوت میشه، در حین غذا خوردن صدای ناله ی سگی میومد که بسیار مظلومانه ناله میکرد، از صاحبخونه علت رو جویا شد، صاحبخونه گفت جای نگرانی نیست، این سگ در طویله هست و مشکل خاصی نداره، تا اینکه صدای ناله ی سگ بیشتر و بیشتر شد، مهمان از صاحب خانه خواست که به طویله بره و از این سگ‌ دیدن کنه، وقتی به طویله رفتن، مهمان سگ رو برسی کرد تا شاید علت رو پیدا کنه ، در حین برسی متوجه ی یک میخ شد که سگ روی اون نشسته بود!

به صاحبخانه نگاه کرد و گفت ؛
این سگ روی این میخ نشسته، خب دلیل ناله سگ همینه، چرا این میخ رو کج نمیکنی و یا اینکه جای دیگه ای برای سگ انتخاب نمیکنی؟!

صاحبخانه گفت ؛
به این خاطر که اون میخ به اندازه ی کافی باعث درد نشده تا سگ از جای خودش بلند بشه و جای دیگه ای بشینه

هر زمان به اندازه ی کافی دردش گرفت خودش از جا بلند میشه و…

خب خیلی برداشتها از این داستان میشه کرد و شاید بشه مثال های دیگه ای هم زد!

اما باید به این موضوع دقت کنیم که هدف ما دقیقن چیه؟

من افراد زیادی رو میشناسم که از زندگی خودشون راضی نیستن اما حرکتی هم برای تغییرش نمیکنن!

شاید دلیلش اینه که به اندازه ی کافی از شرایطشون خسته نشدن!

پس باید کاری کرد ، نمیشه با نشستن و نگاه کردن به گذر عمر ، انتظار معجزه داشت…

امیدوارم شرایط امروز خودمون رو درست ارزیابی کنیم و برای تغییرات مثبتش هر چه بیشتر تلاش کنیم…

چطور چیزی رو باور کنیم ؟

چطور چیزی رو باور کنیم که شاید امروز به هیچ عنوان قبول هم نداریم؟

چطور چیزی رو باور کنیم ؟

خب امروز دوست دارم باز هم نظرات شما عزیزان رو بدونم.بیاید با هم صحبت کنیم و از کمک هم بهره ببریم.

من معتقدم برای این موضوع که چطور میتونیم چیزی رو باور کنیم ،جوابی قانع کننده وجود داره

اما میخوام شما هم مشارکت کنید.

خودم سالها پیش درگیر با همین واژه بودم “باور” ;

از وقتی تونستم نقش باور رو در زندگی خودم پیدا کنم ، خیلی چیزها تغییر کرد.

من حتمن در آینده در باره ی این واژه ی کلیدی بیشتر صحبت میکنم اما الان میخوام‌ شما بیشتر با من در این باره صحبت کنید.

این شاید سوال خیلی ها باشه. و جواب بهش شاید خیلی مهم باشه.

اگه شما واقعن نمیدونید چطور میشه چیزی رو باور کرد ، حتمن پست های منو دنبال کنید ،

چون بزودی در این باره بیشتر صحبت میکنیم.

خیلی از انسان های موفق از فرمولهای مختلفی استفاده کردن و بعضی ها هم خیلی ساده باهاش برخورد کردن، اما واقعن چطور میشه به ایمان و باور قطعی رسید؟

افرادی که امروز چیزی رو باور کردن،چطور براشون اتفاق افتاده ؟

اگه بتونیم جواب به این سوال رو پیدا کنیم شاید ، جوابِ خیلی سوال های خودمون رو بتونیم بدیم!

چون خیلی ها هستن که میخوان موفقیت، ثروت و غنای خودشون رو باور کنن اما میگن نمیشه و یا نمیتونن!

و یا اصن راهشو نمیدونن، خب امروز فرصت داریم مفصل در این باره صحبت کنیم.

دلایل خودتون رو در بخش کامنت در شبکه های اجتماعی و یا در بخش نظر زیر همین پست در سایت با من در میون بزارید.

خوشحال میشم اونها رو بخونم و حتمن روی حرفها و نظراتتون فکر میکنم.

راستی بهترین نظر رو انتخاب میکنم در بخش استوری اینستاگرام قرار میدم تا همه ببینن و ازش استفاده کنن.

منتظر نظرهای شما هستم.

فرمول موفقیت؟ اقدامی سنگین به روی ایده ای خوب!

فرمول موفقیت رو دیدید ؟ خیلی جالبه به نظرم. بزارید نکته ی کلیدی به شما بگم؛

منتظر نمونید که ۲ یا ۳ هزار چیز رو یاد بگیرید و بعد اقدام کنید، چون در این صورت شما همه ی زمان خودتون رو از دست میدید.

تجربه ی کارآفرینان موفق این بوده که با افرادی مواجه میشن که میخوان از فردا کاری رو شروع کنن!

زمان مناسب برای عمل همین حالاست.حتی نه یک دقیقه دیگه! ممکنه بگید خب من همین حالا چیکار کنم؟

میگم تصمیم بگیرید،فقط همین، تصمیم بگیرید وضعیت رو تغییر بدید، یا فلان کار رو انجام بدید، یا در مسیر موفقیت خودتون کاری انجام بدید. باور کنید فرمول خاصی نداره و یا رابطه ی فیثاغورس نیست…

میدونید چقدر با افرادی برخورد کردم که میخواستن کارآفرین باشن و الان حدود ۵ ساله که

میخوان بشن! اونها دنبال یه فرمول خاص بودن و یا یک اتفاق خاص، اونها گفته بودن که از شنبه

شروع میکنن!

کسی که به من میگه میخوام وزن خودمو کم کنم اما از فردا شروع میکنم؛ خندم میگیره،

چون اون همین الان هم‌ شک داره وگرنه میگفت از همین الان شروع میکنم!

چه کسی یقین داره ؟

اونی که از همین الان شروع میکنه، از همین لحظه شروع میکنه به داشتن تناسب اندام…

چطوری ؟

خب کاری نداره؛ اون تصمیم میگیره و از همون لحظه در حالت تناسب اندام قرار میگیره، ممکنه ۱۲ شب باشه و مثل دیوونه ها بلند شه و شروع کنه به ورزش کردن ;

این از نظر خیلی ها دیوانگی اما از نظر افراد موفق دقیقن یک انسان با تصمیم درست در راستای عملکرد درست هست.

حالا میدونید بعضی وقتا ما چیکار میکنیم ؟

خب میگیم : الان که نمیشه ، آخه من هنوز لباس ورزشی ندارم تا برم کمی‌ نرمش کنم،

یا مثلن‌ من هنوز سبزیجات مخصوص برای رژیم ندارم بتونم تناسب اندامی مناسب و بر اساس رژیم درست انجام بدم!

یا میگه آخه الان دیگه ظهر گذشته بزار امروز بخورم و از فردا شروع کنم!؟

تمام اینها یعنی اینکه اون شخص تصمیم قاطع نگرفته و روی اون موضوع مصمم نیست.

افراد زیادی هستن که باهوش اما بی پول هستن! آیا شما هم میخواید اینطور باشید ؟

البته اشکالی نداره آدم احمق ولی بی پول باشه ، اما اگه کسی باهوش و بی پول باشه این رقت انگیزه.

خب اگه اینطور نیست ، و نمیخواید باهوش اما بی پول باشید پس اقدام کنید و زمان رو از دست ندید،

وقتی مثبت ها از منفی ها بیشتر بود شروع کنید و منتظر کمال نمونید.

چون هر چیزی در طبیعت در حال تکامل هست و شما هم هر روز در حال یادگیری و بهتر شدن، پس زمان رو از دست ندید.

بهترین فرمول موفقیت دست به عمل زدن، بلند شید و شروع کنید.

 

وقت تنها چیزی هست که همه به یک اندازه ی مساوی ازش برخوردار هستن!

وقت تلف کردن کشتن زمان نیست،خودکشیه!

شاید شما هم برخورد کردید با آدمهایی که وقت زیادی دارن، اصن میگن ؛ چرا امروز تموم‌ نمیشه!

یا حتی از طولانی بودن زمان شاکی هستن!

یا تو خلوت خودشون زمان ها رو بیهوده میبینن!

بارها شنیدیم زمان برای افراد مختلف معانی مختلف داره، یکی از هر ثانیه به بهترین شکل استفاده میکنه و

یکی اصلن براش اهمیتی نداره.

از نظر افراد موفق، زمان فاکتور بسیار مهمی در موفقیت به حساب میاد. تجربه های زیادی در این باره هست و باید از اونها شنید.

وقتی شخصی بهش گفته میشه به بیماری دچار شده که فقط ۳ ماه زندست، اون وقت میتونیم ارزش زمان رو

در اون شخص پیدا کنیم که چقدر روی دقیقه دقیقه ی اون برنامه ریزی میکنه.

 

میدونید چیزی که در این ۱۱ سال کارآفرینی متوجه شدم در باره نقش زمان چی بوده؟

اینکه ما هرگز نمیتونیم درک درستی از اون پیدا کنیم مگر اینکه ضرورتی برای استفاده از اون پیدا کنیم.

 

یعنی وقتی شما هدفی رو دنبال نمیکنی اصن مهم نیست زمان چطور میگذره و روزها چطور به پایان میرسه ، آثار از دست دادن

زمان، در زندگی نامه ی اکثر افراد موفق دنیا هم دیده میشه پس فقط برای ما نبوده و نیست ،اما هر چقدر زودتر از نَشتی های احتمالیش باخبر بشیم‌ بهتر مدیریتش میکنیم.

خب بزارید بریم سراغ اصل مطلب؛

شاید شما هم شنیدید که اگه کاری رو به دست پر مشغله ترین افراد بدید ، اونها با دقت بیشتری انجامش میدن تا به افراد بیکار، یه جورایی شبیه همون داستان مسابقه دویدن خرگوش و لاکپشت اتفاق میفته.

بعضی ها مطمئن هستن که فردایی هم هست ، اما بعضی فکر میکنن فقط همین امروز رو دارن.

 

خب میدونم الان دارم احتمالن محکوم میشم به اینکه کلیشه ای صحبت میکنم اما واقعن همینه.

باور کنید افرادی هستن که اگه صبح بیدار میشن ، خدا رو شکر میگن چون یک روز دیگه فرصت دارن تلاش کنن تا بهترینِ خودشون باشن چون اونا فکر میکنن این آخرین فرصته.

حالا فقط یکمی بهش فکر کنیم اگه اینطور بود چطور تلاش میکردیم؟

ما باید درک کنیم که وقت و زمان میتونه همه چیز رو از ما بگیره، میتونه آرزوهامون رو ، جوونی رو ، پدر و مادر و عزیزان رو از ما‌ بگیره پس این گوهر ارزشمند رو که هیچ جایگزینی هم نداره نباید به راحتی از دست داد.

ما نباید خودمون رو ارزون بفروشیم چون وقت و زمان رو هرگز نمیتونیم به عقب برگردونیم که جبران کنیم،

پس مراقب باشید چه ارزشی در زندگی داریم…

اگه هر روزت مثل هم هست و هیچ تغییری در اون ایجاد نمیشه احتمالن در حال سوزوندن

تایم خودت هستی ،پاشو یه کاری واسش بکن چون شاید دیگه هرگز فرصتشو پیدا نکنی…

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای امین سبزواری محفوظ است

به سایت من خوش اومدید ، شاید دوست داشته باشید یک هدیه از من بگیرید!

اسم و ایمیل خودتون رو وارد کنید تا همین امروز کتاب صوتی ارزشمندی براتون بفرستم.

شما با موفقیت عضو خبرنامه شدید و بزودی هدیه برای شما ارسال خواهد شد.

ارسال اطلاعات شما دچار مشکلی شده ، لطفن مجدد تلاش کنید

کارآفرینی پیشروترین کسب و کار دنیا will use the information you provide on this form to be in touch with you and to provide updates and marketing.